چرا زندگی مدرن، سالمندان را به انزوا و تنهایی کشانده است؟
تنهایی سالمندان و انزوای اجتماعی سالمندان از پیامدهای زندگی مدرن در بسیاری از کشورهای جهان است. بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، حدود یکچهارم سالمندان با انزوای اجتماعی مواجهاند. اما چرا سالمندان بیش از گذشته در معرض تنهایی و انزوا قرار گرفتهاند؟
مینو، زنی ۷۸ ساله است که تنها زندگی میکند. همسرش ۱۰ سال پیش فوت کرده و فرزندانش نیز سالهاست در خارج از کشور زندگی میکنند. او که بهشدت احساس تنهایی میکند، فقط یک دلخوشی دارد: تماس با فرزندانش؛ تماسی که قطعی سهماهه اینترنت و سرعت پایین آن پس از اتصال، این دلخوشی را هم از او گرفته است. مینو با حسرت از گذشته و زمانی یاد میکند که همسرش زنده بود و فرزندانش هنوز در ایران بودند. همه دور میز غذا جمع میشدند، غذا میخوردند، حرف میزدند و میخندیدند. او میگوید: «دیگر هیچ چیز مثل گذشته نیست. خیلی دلم میخواهد کاری کنم تا از تنهایی بیرون بیایم، اما انگیزهای ندارم. تنهایی مثل زهری است که آرامآرام انسان را میکشد.»
انزوای فردی و اجتماعی سالمندان فقط نتیجه افزایش سن و کهولت نیست؛ بلکه با تغییرات اجتماعی و خانوادگی چند دهه اخیر نیز ارتباط دارد. کاهش بُعد خانوار، کاهش نرخ باروری، افزایش امید به زندگی و رشد جمعیت سالمندان از جمله این تغییرات هستند.
خبرگزاری ایسنا پیشتر گزارش داده بود که میانگین تعداد افراد هر خانوار، از حدود ۵.۲ نفر در سال ۱۳۶۵ به حدود ۳.۳ نفر در سرشماریهای اخیر کاهش یافته است. این تغییر به معنای کوچکتر شدن خانوادهها، افزایش خانوارهای یکنفره و دونفره و کاهش تعداد فرزندان در هر خانواده است.

تغییرات خانواده ایرانی و افزایش تنهایی سالمندان
خانوادههای ایرانی در گذشته اغلب ساختاری گسترده داشتند. اعضای این خانوادهها شامل بیش از دو نسل، از جمله پدربزرگها و مادربزرگها، عمهها، خالهها، عموها، داییها و فرزندان آنها بودند که یا در کنار یکدیگر یا در نزدیکی هم زندگی میکردند.اما امروز «خانواده گسترده» تا حد زیادی جای خود را به «خانواده هستهای» شامل پدر، مادر و فرزندان داده است. حتی همین خانواده هستهای نیز بهدلیل کاهش تعداد فرزندان، طلاق والدین و مهاجرت فرزندان به شهرهای دیگر یا خارج از کشور، هر روز کوچکتر میشود.کاهش تعداد فرزندان و کوچکتر شدن خانواده باعث شده است سالمندان از شبکه حمایتی کوچکتری برخوردار باشند.
نسیبه زنجری، دانشیار مرکز تحقیقات سالمندی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی تهران و رئیس پژوهشکده سلامت اجتماعی، در این زمینه میگوید:
«اقتصاد یکی از مهمترین عوامل اجتماعی تعیینکننده انزوای سالمندان است؛ بهخصوص اشتغال تماموقت فرزندان که امروزه حتی فرزندان دختر نیز با آن مواجهاند. فرزندانی که یا در همان شهر مشغول به کار هستند و نمیتوانند زمان زیادی را با والدین سالمند خود سپری کنند، یا برای تأمین هزینههای زندگی، بهخصوص هزینه مسکن، ناگزیر به مهاجرت میشوند. این مهاجرت ممکن است از روستاها به شهرها یا از کشوری به کشور دیگر باشد.»
او ادامه میدهد:
«همین مهاجرتها تماسهای روزانه بین نسلها را کمتر و در عوض انزوای اجتماعی سالمندان را افزایش داده است؛ تا جایی که انزوای اجتماعی در مسئله مهاجرت روستاییان، امروزه بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است.»
زنجری با اشاره به وجود روستاهایی در ایران که بهدلیل مهاجرت جوانان، بخش زیادی از جمعیت آنها را سالمندان تشکیل میدهند، میگوید:
«در شهرستان تفت استان یزد، روستاهایی وجود دارد که بهدلیل مهاجرت فرزندان به شهر برای کار، شاخص سالخوردگی در آنها بالاست. در این مناطق، سالمندان ترجیح دادهاند همراه فرزندان مهاجرت نکنند و در محل زندگی خود باقی بمانند. همین مسئله، زندگی تنها را در میان سالمندان روستایی افزایش داده است.»

به حاشیه رانده شدن سالمندان؛ وقتی سالمند در میان خانواده تنهاست
در گذشته، سالمندان معمولاً مرجع تصمیمگیری در خانواده بودند؛ اما امروز بسیاری از آنان احساس میکنند دیگر کسی از تجربههایشان استفاده نمیکند و در تصمیمهای خانوادگی نقشی ندارند.
سیمین، ۶۳ ساله است و همراه همسر، فرزندان و نوههایش در یک ساختمان پنجطبقه زندگی میکند. چهار فرزند او همگی شاغلاند و سیمین از نوههایش نگهداری میکند. در ظاهر، همه چیز خوب به نظر میرسد؛ شبیه یک خانواده گسترده که مادربزرگ و پدربزرگ در کنار فرزندان و نوههایشان زندگی میکنند.اما سیمین از اینکه در تصمیمگیریهای خانوادگی نقشی برای او قائل نیستند، گلایه دارد. او میگوید:«این روزها بچهها فقط برای نگهداشتن نوهها از من کمک میخواهند، نه برای مشورت گرفتن یا همصحبتی.»
بسیاری از سالمندان با وجود آنکه تنها زندگی نمیکنند، بهشدت احساس تنهایی دارند. برای مثال، حضور همه اعضای خانواده در خانه، لزوماً به معنای ارتباط اجتماعی و عاطفی با سالمند نیست. گاهی هر یک از اعضای خانواده با تلفن همراه خود مشغولاند و سالمند در میان جمع، احساس طردشدگی میکند.در چنین شرایطی، گفتوگو با سالمند ممکن است به چند جمله درباره دارو، غذا یا امور روزمره محدود شود. سالمند احساس میکند کسی با او صحبت نمیکند، نظرش را نمیپرسد و به تجربههایش اهمیت نمیدهد. البته از منظر جامعهشناختی، این تغییرات لزوماً به معنای بیعاطفه شدن خانوادهها نیست؛ بلکه میتواند نتیجه تغییر نقش سالمند در خانواده و دگرگونیهای اقتصادی و اجتماعی باشد.

چرا پرداختن به انزوای اجتماعی سالمندان اهمیت دارد؟
انزوا و تنهایی سالمندان فقط یک مسئله عاطفی یا خانوادگی نیست. پژوهشهای مختلف نشان دادهاند که تنهایی با افزایش خطر افسردگی، زوال شناختی، بیماریهای قلبی ـ عروقی و حتی مرگ زودرس ارتباط دارد.
نتایج یک مطالعه بینالمللی درباره ارتباط میان تنهایی و انزوای اجتماعی که در سال ۲۰۲۲ در مجله Psychosomatic Medicine منتشر شد، نشان داد خطر مرگ زودرس در افراد مبتلا به بیماریهای قلبی ـ عروقی که سطوح بالاتری از تنهایی و انزوای اجتماعی را تجربه میکنند و تنها زندگی میکنند، بیشتر است.
بنابراین، توجه به تنهایی سالمندان باید فراتر از توصیه به تماس بیشتر با اعضای خانواده باشد. کاهش انزوای اجتماعی سالمندان نیازمند ایجاد فرصتهایی برای مشارکت اجتماعی و حضور فعال آنها در جامعه است.
چه سالمندانی بیشتر در معرض انزوا قرار دارند؟
بر اساس آمارهای موجود، از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۵ سهم سالمندانی که در کشور تنها زندگی میکردند، از ۱۲ درصد به ۱۵ درصد افزایش یافته است. اما آیا همه این سالمندان احساس تنهایی میکنند؟
نسیبه زنجری در پاسخ به این پرسش تأکید میکند که باید میان «احساس تنهایی» و «تنها زیستن» تفاوت قائل شد:
«فراموش نکنیم بحث احساس تنهایی با تنها زیستن تفاوت دارد. این دو مفهوم کاملاً از یکدیگر جدا هستند. اینکه تصور کنیم هر کسی که تنها زندگی میکند، لزوماً به انزوا دچار است، صحیح نیست. بسیاری از افراد هرچند تنها زندگی میکنند، اما بهدلیل حضور در یک شبکه اجتماعی، مانند فعالیت در انجمنها یا انجام کارهای داوطلبانه اجتماعی، احساس تنهایی نمیکنند.»
او ادامه میدهد:
«برعکس، ممکن است سالمندانی با وجود زندگی کردن در کنار خانواده، بهدلیل بیتوجهی و نداشتن ارتباطات عاطفی، بهشدت احساس تنهایی کنند.»
به همین دلیل، برای شناسایی سالمندان در معرض خطر، نباید تنها به وضعیت سکونت آنها توجه کرد. کیفیت روابط اجتماعی، میزان مشارکت در جامعه و احساس تعلق نیز اهمیت زیادی دارد.

حل معضل انزوای سالمندان نیازمند سیاستگذاری عمومی است
در سالهای اخیر، بسیاری از کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، همزمان با کاهش ارتباطات حضوری خانوادهها و دوستان، سرمایهگذاری بیشتری در زمینه خدمات اجتماعی و برنامههای کاهش انزوای سالمندان انجام دادهاند. تجربه این کشورها نشان میدهد که انزوای سالمندان فقط یک مسئله خانوادگی نیست؛ بلکه مسئلهای در حوزه سیاستگذاری عمومی نیز به شمار میرود.
دولتها برای کاهش انزوای اجتماعی سالمندان، معمولاً در چند حوزه مداخله میکنند؛ از جمله:
- ایجاد مراکز روزانه سالمندان
- طراحی شهرهای دوستدار سالمند
- توسعه خدمات مراقبت در منزل
- اجرای برنامههای بیننسلی میان سالمندان و کودکان و جوانان
- حمایت از فعالیتهای داوطلبانه اجتماعی
- فراهم کردن امکان مرخصی مراقبت از سالمندان برای کارکنان
- ارائه کمکهزینه مراقبت از سالمند
- آموزش مهارتهای مراقبتی به اعضای خانواده
- مقابله با انزوای دیجیتال از طریق آموزش رایگان استفاده از تلفن هوشمند، اینترنت و تماس تصویری
- غربالگری تنهایی سالمندان از طریق نظام سلامت
دانشیار مرکز تحقیقات سالمندی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی نیز بر اهمیت مشارکت اجتماعی سالمندان تأکید میکند:
«باید امکانات مشارکت اجتماعی سالمندان فراهم شود. حضور سالمندان در مراکز فرهنگی و فعالیتهای داوطلبانه، ارتباطات اجتماعی آنان را گسترده میکند و در کاهش انزوای اجتماعی نقش پررنگ و مؤثری دارد.»
او ادامه میدهد:
«مطالعات نشان میدهد انزوای اجتماعی سالمندان صرفاً با تماس اعضای خانواده کاهش پیدا نمیکند. باید محیطی فراهم شود تا ظرفیت حضور سالمندان در جامعه ایجاد شود و آنان بتوانند در فعالیتهای اجتماعی مشارکت داشته باشند. به عبارتی، نگاه ما در سیاستگذاری باید از مراقبت صرف از سالمند به سمت حضور فعال سالمند در جامعه تغییر کند.»

جمعبندی: سالمندان به مراقبت صرف نیاز ندارند
چالش اصلی فقط افزایش جمعیت سالمندان نیست؛ بلکه سازگار نشدن نهاد خانواده و سیاستگذاری اجتماعی با تغییرات جمعیتی است. زندگی مدرن، کاهش اندازه خانواده، مهاجرت فرزندان، اشتغال تماموقت و گسترش ارتباطات مجازی، شکل روابط میان نسلها را تغییر داده است. در چنین شرایطی، حفظ ارتباط میان سالمندان و جامعه نیازمند برنامهریزی است.
اگر برای حفظ پیوند میان نسلها و ایجاد فرصتهای مشارکت اجتماعی سالمندان برنامهریزی نشود، انزوا و تنهایی سالمندان میتواند به یکی از مهمترین مسائل اجتماعی دهههای آینده ایران تبدیل شود. سالمندان فقط به مراقبت نیاز ندارند؛ آنها نیاز دارند همچنان دیده شوند، شنیده شوند، در تصمیمگیریها نقش داشته باشند و عضوی فعال از جامعه باقی بمانند.
- پرسشهای متداول درباره انزوا و تنهایی سالمندان:
آیا تنها زندگی کردن به معنای انزوای سالمند است؟
خیر. تنها زندگی کردن با احساس تنهایی و انزوای اجتماعی تفاوت دارد. برخی سالمندان تنها زندگی میکنند، اما از طریق دوستان، انجمنها، فعالیتهای داوطلبانه و ارتباطات اجتماعی، روابط فعال و رضایتبخشی دارند. در مقابل، ممکن است سالمندی در کنار خانواده زندگی کند اما بهدلیل بیتوجهی و نبود ارتباط عاطفی، احساس تنهایی کند.
مهمترین دلایل انزوا و تنهایی سالمندان چیست؟
کاهش اندازه خانواده، کاهش تعداد فرزندان، مهاجرت فرزندان، فوت همسر، بازنشستگی، مشکلات اقتصادی، کاهش ارتباطات اجتماعی و تغییر نقش سالمندان در خانواده از مهمترین عوامل انزوا و تنهایی سالمندان هستند.
آیا زندگی مدرن باعث افزایش تنهایی سالمندان شده است؟
زندگی مدرن بهتنهایی عامل انزوای سالمندان نیست، اما تغییراتی مانند کوچکتر شدن خانوادهها، اشتغال تماموقت فرزندان، مهاجرت و کاهش دیدارهای حضوری، احتمال انزوای اجتماعی سالمندان را افزایش داده است.
انزوای اجتماعی چه تأثیری بر سلامت سالمندان دارد؟
انزوای اجتماعی و تنهایی طولانیمدت میتواند با افزایش خطر افسردگی، زوال شناختی، کاهش کیفیت زندگی و برخی مشکلات جسمی و سلامت عمومی همراه باشد.
خانواده چگونه میتواند به کاهش تنهایی سالمندان کمک کند؟
ارتباط منظم و معنادار، مشارکت دادن سالمندان در تصمیمهای خانوادگی، گفتوگو با آنها و فراهم کردن فرصت برای ارتباط با دوستان و جامعه میتواند به کاهش احساس تنهایی کمک کند. صرفاً تماس تلفنی یا حضور فیزیکی در خانه همیشه کافی نیست.
دولت و جامعه برای کاهش انزوای سالمندان چه کاری میتوانند انجام دهند؟
ایجاد مراکز روزانه سالمندان، توسعه شهرهای دوستدار سالمند، گسترش فعالیتهای داوطلبانه و بیننسلی، ارائه خدمات مراقبت در منزل و فراهم کردن فرصت مشارکت اجتماعی میتواند به کاهش انزوای اجتماعی سالمندان کمک کند.
کاری از بخش تولید محتوای گروه رسانه ای پیام سازان– گزارشگر: بنفشه پورناجی