مراقبت از سالمندان؛ پشت هر سالمند نیازمند مراقبت، فرزندی فرسوده ایستاده است
وقتی در خانوادههای ایرانی صحبت از مراقبت خانگی از سالمندان به میان میآید، معمولاً همه نگاهها به وضعیت سالمند معطوف میشود. در بسیاری از موارد، یکی از فرزندان مسئولیت مراقبت از پدر یا مادر سالمند را بر عهده میگیرد و به مراقب سالمند تبدیل میشود. با این حال، نیازهای اقتصادی، شغلی، جسمی و روانی این مراقبان سالمندان کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
این در حالی است که در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، مراقبت از سالمندان تنها یک وظیفه خانوادگی تلقی نمیشود، بلکه مسئولیتی اجتماعی است و دولت از سالمند و مراقبان خانگی او حمایت میکند. این گزارش که توسط بنفشه پورناجی نوشته شده است، نگاهی دارد به وضعیت فرزندانی که بار مراقبت از سالمندان را در ایران بر دوش میکشند؛ فرزندانی که هزینههای اجتماعی، اقتصادی و جسمی سنگینی میپردازند و سلامت خود را فدای والدینشان میکنند، بیآنکه نقش آنان دیده شود. به همین دلیل از آنان با عنوان «مراقبان نامرئی» یاد میشود.

کوچک شدن خانوادهها و افزایش فشار بر مراقبان سالمندان
«خانواده من در شهر یزد زندگی میکنند. من و برادرم سالهاست به تهران مهاجرت کردهایم و هر کدام خانواده خودمان را داریم. وقتی مادرم بیمار شد، پدرم ابتدا از او مراقبت میکرد، اما بعد از زمینگیر شدن مادر، دیگر به تنهایی از عهده این کار برنمیآمد. برای مادرم پرستار سالمند گرفتیم، اما او به دو پرستار در دو شیفت نیاز دارد و پرداخت هزینه آن از توان ما خارج است. به همین دلیل دو سال است که بین تهران و یزد در رفتوآمد هستم.»
اینها روایت مینای ۵۹ ساله است؛ زنی که برای تبدیل شدن به مراقب سالمند مادرش، ناچار شده همسر و فرزندانش را در تهران تنها بگذارد. او میگوید جابهجایی مادر زمینگیرش به شانهاش آسیب زده، بهطوریکه مدتی پیش مجبور به انجام عمل جراحی شده است.
اما چرا مسئولیت مراقبت خانگی از سالمندان که در گذشته میان اعضای خانواده و شبکه گسترده خویشاوندی تقسیم میشد، امروز بیش از هر زمان دیگری بر دوش یک یا دو نفر از فرزندان قرار گرفته است؟
دکتر عالیه شکربیگی، محقق و تحلیلگر مسائل اجتماعی زنان و خانواده، در پاسخ به این پرسش میگوید: «ساختار خانواده ایرانی از خانواده گسترده سنتی به خانواده هستهای و کوچکتر تغییر کرده است و همین تغییر، فشار زیادی بر مراقبان سالمندان وارد کرده است. از سوی دیگر، مهاجرت، شهرنشینی و تحولات اقتصادی و اجتماعی باعث شده بسیاری از جوانان برای اشتغال به شهرهای دیگر مهاجرت کنند. افزایش فردگرایی و گسترش زندگی آپارتمانی نیز پراکندگی جغرافیایی خانوادهها را بیشتر کرده است.»
او با اشاره به اینکه این روند از دهههای ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ شتاب بیشتری گرفته، ادامه میدهد:«هرچند فرهنگ و مذهب در ایران همچنان مانع از تغییرات رادیکال در ساختار خانواده شده و خانواده هنوز جایگاه محوری خود را حفظ کرده است، اما همزمان با سرعت گرفتن سالمندی جمعیت، کاهش حمایت سنتی میان نسلها به یکی از مهمترین چالشهای جامعه تبدیل شده است.»

حسین، ۲۵ ساله، اهل گنبد، متأهل و راننده اسنپ است. شغل اصلی او کشاورزی است و تابستانها برای کار به تهران میآید و پاییز برای کشت گندم به زادگاهش بازمیگردد. او آخرین فرزند یک خانواده پرجمعیت است و بر اساس رسوم منطقه، علاوه بر نگهداری از زمین کشاورزی، مسئولیت مراقبت از والدین سالمند نیز بر عهده اوست.
او میگوید: «طبق رسم شهرستان گنبد، فرزند آخر مسئول نگهداری از پدر و مادر است و پس از فوت آنان زمین زراعی به او میرسد.»
او با خنده ادامه میدهد: «قبل از ازدواج با همسرم شرط کردم که مراقبت از پدر و مادرم را با هم انجام دهیم و او پذیرفت. من خوششانس بودم، چون بسیاری از دخترهای امروزی در شهر ما این مسئولیت را قبول نمیکنند.»
دکتر شکربیگی در ادامه میگوید:«در گذشته سالمندان در خانوادههای گسترده زندگی میکردند و فرزندان، بهویژه دختران و عروسها، مسئولیت مراقبت از آنان را بر عهده داشتند. اما امروز با کوچک شدن خانوادهها و پراکندگی جغرافیایی اعضای آن، بسیاری از سالمندان تنها با همسر خود زندگی میکنند و دسترسی به مراقبت روزانه برای آنان دشوارتر شده است. کاهش تعداد فرزندان و افزایش خانوادههای تکفرزند نیز باعث شده فشار مراقبت از سالمندان بر دوش تعداد کمتری از افراد قرار گیرد.
این فرزندان در حالی به مراقبان خانگی سالمندان تبدیل میشوند که خود زندگی، شغل و مسئولیتهای مستقلی دارند. این وضعیت گاه به تنشهای بیننسلی منجر میشود و از سوی دیگر، زنان بیش از مردان بار این مراقبت را بر دوش میکشند؛ موضوعی که نابرابری جنسیتی را نیز تشدید میکند.»

مراقبان سالمندان؛ فرزندانی که شغل و درآمد خود را رها میکنند
داریوش، ۴۵ ساله و مجرد، سالهاست به تنهایی از پدر مبتلا به آلزایمر خود مراقبت میکند. او در سالهای نخست بیماری، هم شاغل بود و هم پس از پایان ساعت کاری از پدرش مراقبت میکرد. اما با پیشرفت بیماری و کمیاب شدن داروهای آلزایمر، ناچار بود ساعتهای زیادی مرخصی بگیرد تا داروهای مورد نیاز پدرش را تهیه کند. تکرار این مرخصیها در نهایت به اخراج او از محل کار انجامید.
او اکنون به دلیل مشکلات مالی از تهران به کرج نقل مکان کرده است، اما رفتوآمد مداوم برای درمان پدر و تهیه دارو همچنان بخش مهمی از زندگی او را تشکیل میدهد. او یکی از هزاران مراقب سالمند در ایران است که برای نگهداری از والدین خود، امنیت شغلی و آینده اقتصادیاش را از دست داده است.
دکتر شکربیگی در این باره میگوید: «در ایران، با توجه به هزینه بالای استخدام پرستار سالمند که معمولاً ماهانه بین ۲۰ تا ۴۰ میلیون تومان است، بسیاری از خانوادهها ترجیح میدهند یکی از فرزندان نقش مراقب سالمند را بر عهده بگیرد. این تصمیم در ظاهر باعث صرفهجویی در هزینهها میشود، اما در عمل، فرد مراقب ممکن است شغل، درآمد، مزایا، فرصت ارتقای شغلی، تجربه کاری و حتی امنیت مالی آینده خود را از دست بدهد. ترک شغل یا کاهش ساعات کار، در بلندمدت حقوق بازنشستگی، بیمه و آینده اقتصادی مراقبان سالمندان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. علاوه بر این، بسیاری از آنان فرصت ازدواج، فرزندآوری، مهاجرت یا پیشرفت شخصی را نیز از دست میدهند.»

فشارهای جسمی و روانی بر مراقبان سالمندان
ناهید، ۶۲ ساله و فرزند آخر یک خانواده سهنفره است. خواهر و برادرش سالهاست در خارج از کشور زندگی میکنند. زمانی که مادرش به بیماری آلزایمر مبتلا شد و به مراقبت خانگی نیاز پیدا کرد، خواهر و برادرش از او خواستند مسئولیت مراقبت از سالمند را بر عهده بگیرد و در مقابل، هزینهای معادل دستمزد پرستار به او پرداخت کنند. در نگاه نخست، این پیشنهاد منطقی به نظر میرسید؛ هم مادر توسط یکی از اعضای خانواده مراقبت میشد و هم ناهید درآمدی به دست میآورد. اما او خیلی زود دریافت که مراقب خانگی سالمند بودن، تنها یک شغل نیست؛ مسئولیتی است که تمام زندگی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد.
ناهید سه سال از مادرش مراقبت کرد تا اینکه مادر چند سال پیش درگذشت. او درباره تجربه خود میگوید: «مادرم آلزایمر داشت و زمان را گم میکرد. شبها از خواب بیدار میشد و راه میرفت و من همیشه نگران زمین خوردنش بودم. به همین دلیل سه سال شبها هشیار میخوابیدم؛ یعنی هیچوقت خواب عمیق نداشتم.»
او میگوید، مراقبت از سالمندان از نگهداری کودک هم دشوارتر است و ادامه می دهد: «حتی یک لحظه هم نمیتوانستم او را تنها بگذارم. با عجله برای خرید یا حمام میرفتم و سریع برمیگشتم. همیشه استرس داشتم که مبادا اتفاقی برایش بیفتد یا داروهایش را به موقع مصرف نکند.»
ناهید، حمام بردن مادر را یکی از سختترین بخشهای مراقبت خانگی از سالمندان میداند و ادامه میدهد:«به دلیل پوکی استخوان شدید، تحمل وزن زیاد را ندارم، اما ناچار بودم مادرم را به تنهایی به حمام ببرم. جابهجایی او فشار جسمی زیادی به من وارد میکرد، بهویژه اینکه خودم هم قبلاً به دلیل مشکل استخوانی جراحی شده بودم و در بدنم پلاتین کار گذاشتهاند.»
اما فشار بر مراقبان سالمندان تنها به خستگی جسمی محدود نمیشود. ناهید از روزهایی میگوید که آرزو میکرد فقط چند ساعت برای خودش وقت داشته باشد؛ به سفر برود، در یک مهمانی شرکت کند یا بدون نگرانی از خانه خارج شود، اما مسئولیت مراقبت از مادر چنین فرصتی را از او گرفته بود.
او میگوید:«مادرم هر روز ناتوانتر میشد. دلم برایش میسوخت. او را در آغوش میگرفتم و دلم میخواست گریه کنم، اما خودم را کنترل میکردم. سعی میکردم با مادرم مهربان باشم، ولی نسبت به اطرافیان، بهویژه همسرم، پرخاشگر شده بودم. ده کیلو وزن کم کردم و در نهایت به دلیل افسردگی شدید به روانپزشک مراجعه کردم.»

دکتر شکربیگی معتقد است، مراقبان خانگی سالمندان در ایران هزینههای پنهان سنگینی را میپردازند.
او میگوید: «نگهداری از سالمندان توسط فرزندان، ریشه در ارزشهای فرهنگی و باورهای دینی جامعه ما دارد. به همین دلیل خانوادهها همچنان ترجیح میدهند با وجود همه دشواریها، مراقبت از سالمند در خانه انجام شود. اما این نوع مراقبت، هزینههای اجتماعی و روانی پنهانی دارد. انزوا، کاهش روابط اجتماعی، افسردگی، اضطراب و استرس مزمن از جمله پیامدهایی است که بسیاری از مراقبان سالمندان تجربه میکنند؛ بهویژه زمانی که سالها از سالمندانی با بیماریهایی مانند آلزایمر، دمانس یا ناتوانی حرکتی مراقبت میکنند.از سوی دیگر، فرد مراقب فرصت حضور در کنار دوستان، تفریح، سفر و حتی بودن در کنار همسر و فرزندانش را از دست میدهد. این فرسودگی روانی به تدریج بر زندگی شخصی او سایه میاندازد و احساس تنهایی، انزوا و حتی قربانی شدن را در او تقویت میکند.»
مهمترین پیامدهای مراقبت طولانیمدت از سالمندان برای مراقبان خانگی
بررسی تجربه مراقبان سالمندان نشان میدهد که مراقبت مستمر از والدین یا سایر سالمندان، تنها یک مسئولیت خانوادگی نیست و میتواند پیامدهای گستردهای برای سلامت جسم و روان و حتی آینده شغلی آنان داشته باشد.
مهمترین این پیامدها عبارتند از:
🔹 فرسودگی جسمی بر اثر جابهجایی سالمند، مراقبت شبانهروزی و کمبود استراحت
🔹 اختلال خواب و کاهش کیفیت استراحت به دلیل مراقبت شبانه
🔹 افزایش خطر افسردگی، اضطراب و استرس مزمن
🔹 از دست دادن فرصتهای شغلی یا کاهش درآمد به دلیل ترک کار یا کاهش ساعات اشتغال
🔹 کاهش روابط اجتماعی و محدود شدن ارتباط با دوستان و سایر اعضای خانواده
🔹 به تعویق افتادن ازدواج، فرزندآوری یا پیشرفت شغلی
🔹 تحمل فشار مالی ناشی از هزینههای مراقبت و درمان سالمند
🔹 احساس تنهایی، انزوا و فرسودگی عاطفی در نتیجه مراقبت طولانیمدت

حمایت از مراقبان سالمندان؛ مسئولیتی حاکمیتی، نه صرفاً خانوادگی
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، مراقبت از والدین سالمند تنها یک وظیفه خانوادگی تلقی نمیشود، بلکه نوعی کار مراقبتی با ارزش اقتصادی و اجتماعی به شمار میرود. به همین دلیل، دولتها علاوه بر سالمندان، از مراقبان سالمندان نیز حمایت میکنند. در ایران اما همچنان مسئولیت مراقبت خانگی از سالمندان عمدتاً بر دوش خانوادههاست. این در حالی است که بیتوجهی به مشکلات اقتصادی، اجتماعی و روانی مراقبان خانگی، تنها به یک خانواده آسیب نمیزند، بلکه پیامدهای گستردهای برای جامعه به همراه دارد.
دکتر شکربیگی در این باره میگوید: «وقتی افراد متخصص و ماهر برای مراقبت از سالمندان ناچار به ترک شغل میشوند، جامعه بخشی از نیروی کار خود را از دست میدهد. کاهش بهرهوری، افزایش فشار بر نهادهای حمایتی مانند سازمان بهزیستی و سازمان تأمین اجتماعی و تحمیل هزینههای اقتصادی از دیگر پیامدهای این وضعیت است.
ارزش اقتصادی مراقبت غیررسمی بسیار بالاست. به همین دلیل سیاستگذاران باید هزینههای مراقبت خانگی از سالمندان را به رسمیت بشناسند و با اقداماتی مانند بیمه مراقبت، مرخصی ویژه مراقبان، آموزش مهارتهای مراقبتی، توسعه خدمات مراقبت در منزل و حمایت از ارزش کار خانگی، از مراقبان سالمندان حمایت کنند تا بار این مسئولیت تنها بر دوش یک نفر، که معمولاً یکی از فرزندان است، نباشد.»
چرا کار مراقبان خانگی سالمندان در ایران به رسمیت شناخته نمیشود؟
اما چرا با وجود افزایش جمعیت سالمندان در ایران و نقش پررنگ خانوادهها، مراقبت خانگی از سالمندان هنوز بهعنوان یک کار رسمی شناخته نمیشود؟
دکتر شکربیگی در پاسخ میگوید: «از آنجا که این فعالیت معمولاً بدون دستمزد انجام میشود، در زمره کارهای نامرئی قرار میگیرد. اقتصاد رسمی، بیشتر فعالیتهایی را شغل محسوب میکند که درآمدزایی داشته باشند، در حالی که مراقبت از سالمندان در فضای خصوصی خانه انجام میشود و مانند یک شغل اداری قابل اندازهگیری نیست. از سوی دیگر، این مسئولیت از گذشته تاکنون بیشتر بهعنوان وظیفهای عاطفی و جنسیتی، بهویژه برای زنان، تعریف شده است. همین نگاه موجب شده ارزش اقتصادی کار مراقبان خانگی نادیده گرفته شود. در نتیجه، بسیاری از مراقبان سالمندان با وجود سالها فعالیت، نه از بیمه و حقوق بازنشستگی برخوردارند و نه حتی مرخصی یا حمایتهای اجتماعی دریافت میکنند.»

کشورهای توسعهیافته چگونه از مراقبان سالمندان حمایت میکنند؟
بسیاری از کشورهای توسعهیافته برای کاهش فشار بر مراقبان سالمندان، نظامهای حمایتی متنوعی طراحی کردهاند. هرچند این الگوها در جزئیات با یکدیگر تفاوت دارند، اما هدف مشترک همه آنها، کاهش بار مراقبت خانگی از سالمندان و حمایت از خانوادههاست. برای مثال، در استرالیا دولت به برخی از مراقبان خانگی کمکهزینه مستقیم پرداخت میکند. در بریتانیا، بخشی از این حمایتها در قالب اعتبار بیمهای برای دوران بازنشستگی ارائه میشود و در کانادا نیز دولت از طریق اعتبار یا معافیتهای مالیاتی و همچنین مرخصی همراه با حمایت مالی، از مراقبان سالمندان پشتیبانی میکند.
دکتر شکربیگی معتقد است ایران نیز میتواند از تجربه سایر کشورها بهره بگیرد. او میگوید: «ایجاد یک نظام ملی مراقبت طولانیمدت با تمرکز بر مراقبت در منزل، حمایت از افرادی که در خانه از سالمندان مراقبت میکنند، راهاندازی صندوق ملی مراقبت سالمندی، اجرای بیمه مراقبت طولانیمدت، پرداخت کمکهزینه به مراقبان خانوادگی، توسعه خدمات حرفهای مراقبت در منزل، آموزش و حمایت روانی از مراقبان و همچنین در نظر گرفتن مشوقهای مالیاتی و حقوقی برای خانوادههایی که از سالمندان در منزل نگهداری میکنند، میتواند گام مهمی در حمایت از مراقبان سالمندان در ایران باشد.»
پرسشهای متداول
-مراقبان سالمندان چه کسانی هستند؟
مراقبان سالمندان افرادی هستند که بهصورت حرفهای یا خانوادگی مسئولیت مراقبت روزانه از سالمندان را بر عهده دارند.
-مراقبان خانگی سالمندان با چه مشکلاتی روبهرو هستند؟
این افراد ممکن است با فشارهای جسمی، افسردگی، استرس، اختلال خواب، کاهش درآمد و محدود شدن روابط اجتماعی مواجه شوند.
-چرا بسیاری از مراقبان سالمندان شغل خود را از دست میدهند؟
زیرا مراقبت شبانهروزی از سالمندان، بهویژه افراد مبتلا به آلزایمر یا ناتوانی حرکتی، زمان زیادی میطلبد و ادامه اشتغال را دشوار میکند.